تبليغاتX
خواب کوچولوانه - من یک فراموش کننده هستم...
همه ی ما چه خواسته و چه ناخواسته در این ظلمت قرار گرفتیم. همه ی ما عهدی را که با او بسته بودیم فراموش کردیم و هیچ بشری قادر به گفتن آنچه را که میدانست نیست.

خدای من چرا ما را به سرزمینی پست فرود آوردی؟ تو که میدانستی من و امثالم در این دنیای تاریکی گم می شویم!

خدای من چرا باید عهدمان را فراموش می کردیم؟اگر من عهدی را که با تو بستم را یاد آور بودم هیچ گاه در این دریایی که فقط از دور دست ها قادر به چهره ی زیبایش هستم و جرآت نزدیک شدن به آن را ندارم غرق نمیشدم!

میدانم که برای نمایان کردن نورت مرا در این ظلمت قرار دادی. پس کمکم کن تا لحظه ای از عهدی که با هم بستیم غافل نشوم!

از طرف انسان(فراموش کرده).

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 23:17  توسط سحر  |