و سپس از خدا پرسیدم که چرا این چنین است؟
و توضیح خداوند همه چیز را آشکار می کند. و آن اینکه روح آدمی چون سال فصلهایی دارد.
و آدمی نیز میباید از میان پاییز زندگی که همان مرگ است بگذرد و با نفس سرد زمستان فسرده شود.
اما بهار همیشه با حیاتی دوباره و تولدی نو می آید و از پی اش تابستان. تا زمین نرم را گرم کند.
آه.چه آرامشی خواهیم داشت از اینکه بدانیم دلایلی هست که روح آدمی نیز چون طبیعت فصلهایی دارد . فصلهایی پر بار.فصلهایی خشک. مواقعی برای شادمانی و مواقعی برای ناراحتی.
چه ملال انگیز میشد زندگی اگر همه چیز مثل هم بود.
پس تنها در گیر و دار زندگی است که روح آزاد میشود و کشمکش های زندگی هستند که به زندگی های ما تلخی و شیرینی میدهد و آنها را به اعتدال میرساند و تکمیل میکند. "هلن استاینر رایس"