و سخاوت را در چشم چمن زار ببین
و محبت را در روح نسیم.
که در این کوچه ی تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد.
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی؟
تو چرا این همه دل تنگ شدی؟
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن. باور کن........باور کن بهاران را.............!
فریدون مشیری!